در جدول مقاطعه‌کاران چه می‌کنی

بی‌خود در آشیانه ماران چه می‌کنی

فیروزه نظیف، در این رونق کساد

بر پیشخوان هیچ‌عیاران چه می‌کنی

ای نقطه طلایی صورتگران شعر

در چارچوب هرزه‌نگاران چه می‌کنی

با دامنی به نزهت بال فرشتگان

در داستان مسأله‌داران چه می‌کنی

آنجا که زهد و فسق به هم سر کشیده‌اند

در دست و پای سبحه‌شماران چه می‌کنی

گیرم به بردباری دریا رسیده‌ای

با ازدحام موج‌سواران چه می‌کنی

می‌ترسم از تلاقی این ابرهای نحس

بی‌چتر در حوالی باران چه می‌کنی

تنها به رزم‌خواهی اندوه می‌روی

ای یار، بی حمایت یاران چه می‌کنی

...

اینجا خزان، مؤخره تلخ هرچه هست

ای آخرین امید بهاران، چه می‌کنی


 

امیدمهدی نژاد

۱۳٩۳/٦/٢۸

 

در انتظار توام

در چنان هوایی بیا

که گریز از تو ممکن نباشد

تو

تمام تنهایی هایم را

از من گرفته ای

خیابان ها

بی حضور تو

راه های آشکار جهنم اند ..

 

شمس لنگرودی

۱۳٩۳/٥/٧

 

دلم به بوی تو آغشته است

سپیده دمان

کلمات سرگردان برمی خیزند و

خواب آلوده دهان مرا می‌جویند

 تا از تــــــو سخن بگویم

 کجای جهان رفته‌ای

نشان قدم هایت

چون دام پرندگان

همه سویی ریخته است

باز نمی‌گردی، می‌دانم

و شعر

چون گنجشک بخارآلودی

بر بام زمستانی

به پاره یخی

بدل خواهد شد.


( شمس لنگرودی )
۱۳٩۳/٥/٧

 

السلام ای ماه پنهان پشت استهلال ما

ما به دنبال تو می‌گردیم و تو دنبال ما

 

ماه پیدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه محو

رؤیت این ماه یعنی نامه اعمال ما

 

خاصه این شب‌ها که ابر و باد و باران با من است

خاصه این شبها که تعریفی ندارد حال ما

 

کاش در تقدیر ما باشد همه شب‌های قدر

کاش حوّل حالنایی‌تر شود اعمال ما

 

ما به استقبال ماه از خویش تا بیرون زدیم

ماه با پای خودش آمد به استقبال ما

 

گوشه چشمی به ما بنمای ای ابروهلال

تا همه خورشید گردد روزی امسال ما

 

(علیرضا قزوه)

۱۳٩۳/٥/٦

 

 

تو نمی آیی مگر وقتی جگر گل کرده باشد

 

در شب وحشی، خطر پشت خطر گل کرده باشد

 

شایعه شد که نمی آیی، ولی من مطمئنم

 

می رسی از راه وقتی که خبر گل کرده باشد

 

اولین جایی که استقبال می آید شلمچه است

 

بس که در آن خاک، مفقودالاثر گل کرده باشد

 

دست جانبازی اگر شد قطع در پایت، غمی نیست

 

منتظر هستیم جایش بال و پر گل کرده باشد

 

نیزه هایی که محرم از دل گودال سر زد

 

حال باید آخر ماه صفر گل کرده باشد

 

مسجدالاقصی پر از بت، کعبه اطرافش پر از بت

 

کاش ابراهیمِ دستت با تبر گل کرده باشد

 

انقلاب سنگها گل می دهد روزی، اگر چه -

 

روی دستان پدر، نعش پسر گل کرده باشد

 

در خیابان های قانا، کوچه های سرخ غزه

 

هم پسر گل کرده باشد، هم پدر گل کرده باشد

 

زیر دندان های فرزندان هنده، ترس دارم

 

دیر اگر یک روز برگردی، جگر گل کرده باشد

 

مهربانا! زودتر برگرد تا دنیا نبیند

 

باز روی نیزه 72 سر گل کرده باشد

 

 

( ایوب پرندآور )

۱۳٩۳/٥/٦