بر دوش می کشند تو را استعاره ها

  

 منظور مستتر تمام اشاره ها!

 

 اینجا شب است، راه به جایی نمی برد

 

 شهری که پشت کرده به خیل ستاره ها

 

 دارد سیاه می شود و دم نمی زند

 

 قلب زمین از آتش ظلم هزاره ها

 

 عیسی کجاست مرده دلان را شفا دهد

 

 پیغام مرگ می رسد از گاهواره ها

 

 موسی کجاست تا که ببیند که رودها

 

 بر دوش می کشند تن تخته پاره ها

 

 باید به فکر معجزه باشند بی گمان

  

بیچارگان ِ منتظر راه چاره ها

 

تعجیل کن که آمدنت خیر مطلق است

 

 دیگر نیاز نیست به هی استخاره ها

 

 

 

(ندا سهراب زاده)

 

۱۳٩۱/۸/۱٦