خسته تر از نیامدنت

 

بر من تمامی دریاها را بسته ای

 

حالا که موج برداشته طاقتم

 

و آسمان پیر

 

شانه های ابری اش را

 

برایم به یادگار گذاشته ست.

 

راه گم کرده در من

 

ماهی کوچکی و رودخانه های بدون مرز

 

از شهریورم فاصله گرفته اند.

 

بگو به باد بیاید

 

اگر چه کوچه ها سپر شده اند

 

که نفس هایم

 

از دوست داشتنت خسته اند و پاهایم

 

 

از نیامدنت

 

خسته تر.

 

بگو به باد بیاید

 

که قایق های کاغذی

 

کفاف این همه دلتنگی را نمی دهند.

 

بگو

 

کجای نقشه خانه کرده ای

 

می خواهم کنار نام تو لنگر بیندازم.

 

 

( اعظم کمالی )

/ 1 نظر / 24 بازدید

سلااااااام......... دوست گلم .......اومدم اینجا تا دعوتت کنم که به وبلاگم تشریف بیاری[لبخند] راستی وقتی اومدی . یادت نره هاااااا کد لوگوی وبلاگه منو هم یه لطفی کن و دانلودش کن و تو وبت قرار بده[قلب]و تو کامنتیتت اطلاع بده که لوگومو قرار دادی......... اینم ادرسه وبلاگمه منتظرتم دیر نکنیا[لبخند][لبخند][گل] http://behtarinkhanande.persianblog.ir/post/2