کی میرسد باران

 

  "بر بساطی که بساطی نیست" دورم از چشم خریداران   چترهایم روی دستم ماند؛ "داروگ کی می رسد باران؟"   "گفت و گو از پاک و ناپاک است" مغزها را شستشو دادند   حاجتی دیگر به باران نیست؛ خوش به اقبال زمین خواران   "باید استاد و فرود آمد" جملگی گفتیم و لغریدیم   پله پله تا ته دوزخ ، هم نجیبان هم گنهکاران   "دستش از گل چشمش از خورشید" هیچ وقت اما نمی آید   چون تمام جاده را بسته ست راه بندان گرفتاران

 


مریم جعفری

/ 0 نظر / 22 بازدید