در عزای خود

 

چشم ما  به در مانده بی خبر، وعده ی اجابت به ما بده

 

مسند بزرگی از آن تو ، ذرّه ای کرامت به ما بده

 

عشق اگر ولایت به ما دهد،  پیر ما و سلطان ماست او

 

خرقه ی خلافت  که داده ای، خرقه ی لیاقت به ما بده

 

ما کجا و شرح بیان تو، ای خوشا تماشای جان تو

 

هیبت و کرامت از آن تو ، جلوه ی جلالت به ما بده

 

صبح و شام مان سر نمی شود، حال و روز دیگر نمی شود

 

سهمی از عدالت که داده ای ، سهمی از عبادت به ما بده

 

درد را به ما تحفه داده ای، اشک را به ما هدیه کرده ای

 

داغ تازه ای داده ای به دل ، درد بی نهایت به ما بده

 

یارب این دو روز بقا گذشت، فرصت نماز و دعا گذشت

 

تاب این جهان را نداشتیم، طاقت قیامت به ما بده

 

بشکن این طلسم شکسته را باز باز کن قفل بسته را

 

خنده ی جسارت که داده ای، گریه ی ندامت به ما بده

 

 ما سیاه پوش غم خودیم ، زخم خورده ی مرهم خودیم

 

در عزای خود گریه می کنیم ، مرده ایم ، طاقت به ما بده

 

شب رسید و گیسوی درهمت، گم شدیم در کوچه ی غمت ،

 

کشتگان زلف خم توایم ، رخصت زیارت به ما بده

 

 

علیرضا قزوه

 

/ 1 نظر / 24 بازدید
عطرحضور

سلام علیکم باپست(بی حرمتی های شب قدر))منتظرنظرات باارزشتون هستم یاعلی[گل]