تو را

 

زیبایی تو را به تماشا نشسته است

امشب که رو به روی تو دریا نشسته است

با شور زائرانه خود دست می کشد

بر جای پای تو که به شنها نشسته است . . .

در جزرومدّ جاذبۀ ماه روی تو

نه دست پس کشیده، نه ازپا نشسته است

آنقدرازتوخوانده که درشهرزیرآب

نام تو برزبان پری ها نشسته است

از قلعه های منهدم ماسه ای بپرس

ـ این بی قرار،یک نفس آیا نشسته است؟

... سرمی رسد سپیده وفردا به جای تو

دشت عطش مقابل دریا نشسته است

 

( امیر مسعود حسینی )

 

 

 

/ 0 نظر / 36 بازدید