در جستجویت

 

 

آمد نسیم و در نفسش آورد، بوی تو را شبیه گل قرمز

 

پیراهنش شبیه گلستانها سرشار بود از غزل حافظ

 

آواره ام نفس به نفس پرسان، دنبال تو ای آرزوی انسان

 

ای مثل عشق جوشش تو دائم، مثل شمیم دیدن تو هرگز

 

در جاده های گمشده در باران، کی میشود مسیر تو گلریزان؟

 

آیینه ها به تاب و تب و شورند، تا اینکه گل کند آن عارض

 

مانند قطره ام که بپیوندم، از این کویر تشنه به دریایت

 

یک ذره تا که حل بشوم روزی، در آن نگاه، آن نگه نافذ

 

مصلوب کن مرا به صلیب عشق، خاکستر مرا بریز به دریاها

 

فتوای عاشقان جهان این است: مردن به راه عشق بود جایز

 

گل کن بهشت جادوئی کشمیر، ای علت نفس زدن پامیر

 

تا بشکفد غزل غزل از عشقت، جای دو بیتی از دهن فایز

 

وقتش شده ست آینه بگشایی، بر عالم تحیر و شیدایی

 

هندی ترین تغزل دوران ها، از کشف تو جهان غزل عاجز

 

ای درس و بحث جمله معلم ها، خورشید ناپدید منجم ها

 

حافظ ترین که هر سخنت شیرین، بیدل ترین که هر غزلت غامض

 

***

 

من میزنم به کوه و بیابانها، پر میزنم به دشت و گلستانها

 

در جستجویت ای مه ناپیدا، گم میشوم چنان که مرا هرگز...

 

( صالح محمدی امین )

 

 

/ 0 نظر / 20 بازدید