اندوه سرازیر

 

●این شعرها که بوی سکوت می دهند

از غیبت لب های توست

کلمات

مثل زنجره های خشکیده ی تابستانی

از معنا خالی شدند

و در انتظار مورچه هایند

توشه بار زمستانی شان را

در حفره ی تاریک خالی کنند –

اندوهی که سرازیر می شود

در سینه ی خاموش من.

 

(شمس لنگرودی)

/ 3 نظر / 87 بازدید
رهایی

سلام .. سلام به ساحت سرخ خنده های تو سلام به ساحت سبز نگاه تو زیبا سلام ، نشسته ای که چه ؟ برخیز و سهم جهان را بده ز خود .. برخیز بخند تا غنچه ها شکفتن بیاموزند[گل]

شمس روزگارما هر چه تراوش کند،شکرین و شیواست مانا باشد و بهشت آیین

شادمهر

ممنون از زحمت شما و گردآوري اين اشعار.