سرخ ...زرد...

 

و پاییز 

 

شبیه نقاشی های کسی است 

 

با خیالی در دست 

 

سرخ 

 

چشمی آغشته به رنگ 

 

زرد 

 

می ترسم از درخت های آلوده به خواب 

 

می ترسم از خیابان های بی جواب 

 

می ترسم از نیامدنت 

 

می ترسم از آمدنت 

 

از اینکه بیایی و چاره ای 

 

به جز دوست داشتنت نداشته باشم 

 

با توام عشق !می شنوی ؟

 

 

(اعظم کمالی) 

/ 1 نظر / 23 بازدید
لیلي

خدایا به من دستانی عطا کن که برایم تو را از تو بخواهد